احتیاط کن! یک آقایی دارد ما را می‌بیند

سید مجتبی مداح اهل بیت(ع) بود با نوایی گرم که او را زبانزد خاص و عام کرده بود، اما اخلاص او بسیاری از اوقات مانع می‌شد که دیگران او را بشناسند.

شهیدعلمدار

حتی یکی از دوستانش در خاطره‌ای نمونه‌ای از توجه او به اخلاص نقل می‌کند: «من کنار سید نشسته بودم و سید هم طبق معمول شال سبزش را روی سرش انداخته بود و با سوز و گداز خاصی مشغول خواندن زیارت عاشورا و مداحی بود. بعد از اتمام مراسم، ناگهان شال سبزش را بر گردن من گذاشت. با تعجب پرسیدم: این چه کاری است؟ گفت: بگذار گردن تو باشد. بعد از لحظه‌ای دیدم جمعیت حاضر به سوی من آمدند و شروع کردند به بوسیدن و التماس دعا گفتن. با صدای بلند گفتم: اشتباه گرفته‌اید، مداح ایشان است. امّا سیّد کمی آنطرف‌تر ایستاده بود و با لبخند به من نگاه می‌کرد.»

شهید علمدار

* پای درس سید

سیدمجتبی علاوه بر تهذیب خود، از دیگران و خصوصاً جوانان نیز غافل نبود. در ادامه نمونه‌ای از سخنان این شهید بزرگوار خواهد آمد.

«آدم باید توجه کند. فردا این زبان گواهی می‌دهد. حیف نیست این زبانی که می‌تواند شهادت بدهد که اینها ده شب فاطمیه نشستند و گفتند: یا زهرا یا حسین (ع)، آن وقت گواهی بدهد که مثلاً ما شنیدیم فلان جا لهو و لعب گفت، بیهوده گفت، آلوده کرد، ناسزا گفت، به مادرش درشتی کرد...؟ احتیاط کن! در ذهنت باشد که یکی دارد مرا می‌بیند، یک آقایی دارد مرا می‌بیند. دست از پا خطا نکنم، مهدی فاطمه(س) خجالت بکشد. وقتی می‌رود خدمت مادرش که گزارش بدهد شرمنده نشود و سرش را پایین نبیندازد. بگوید: مادر! فلانی خلاف کرده، گناه کرده است. بد نیست؟! فردای قیامت جلوی حضرت زهرا(س) چه جوابی می‌خواهیم بدهیم.»

شهید علمدار در تاریخ 11 بهمن 1375 ـ همزمان با روز تولدش ـ در اثر جراحات شیمیایی در سن 30 سالگی به درجه رفیع شهادت رسید.

هم‌اتاقی‌های شهید علمدار در بیمارستان درباره نحوه شهادتش می‌گفتند: لحظه اذان، بعد از یک هفته بیهوشی کامل، بلند شد، همه را نگاه کرد، بعد از شهادتین، گفت «خداحافظ» و شهید شد …

پیکر مطهر او در گلزار شهدای ساری به خاک سپرده شده است.

/ 8 نظر / 55 بازدید
یا زهرا

سلام وبتون عالیییییییییییییی!! به من هم سر بزنید هنوز اول راهم اما میخوام در مورد شهدا و حجاب مطالبی رو بنویسم البته در مورد شهدای ایلامی که کمتر جاییی ازشون صحبت میشه به من سر بزنید و نظر بدید واگر مایل بودید تبادل لینک کنیم؟؟!!

سعید مصطفایی

سلام دوست عزیز خدا قوت وبلاگ خوبی داری اگه تونستی یه سری به حقیر بزن .یاعلی

یوسف

قرن هاست که زمین انتظار مردانی این چنین را می کشد تا بیایند و کربلای ایران را عاشقانه بسازند و زمینه ساز ظهور باشند . آن مردان آمدند و رفتند ,فقط من وتو ماندیم و از جریان چیزی نفهمیدیم . و حال پس از سال ها که از آن روز ها می گذرد ... . شهید سید مرتضی آوینی

نجمه

سلام وب قشنگی و جالبی داری . به منم سری بزن خوشحال میشم.

پورموسوی از ساری

خوبه بدونید بعد از جنگ شهید علمدار در سپاه بسیار مظلوم بود همین هایی که امروز با چسباندن خودشان به شهید علمدار دکان باز کرده اند هزار بار ایشان را به دفترقضایی و حفاظت کشاندند

فایزه

سلام شما که ساری زندگی میکنید لطفا هر وقت رفتید سر مزار شهید علمدار برای منم دعا کنید سلام ما رو بهشون برسونید یا علی

ناگفته های ارتش ولایی ایران ✅ ارتش ایران سال 56 ششمین ارتش قدرتمند جهان بود ولی سال 57 نخواست مثل ارتشبد السیسی ،حسنی مبارک ،پرویز مشرف ،ارتش بعث و.....برای تثبیت حکومت شاهنشاهی حمام خون راه بیندازد ✅ارتش ایران تنها ارتشی بود که بلافاصله بعد از انقلاب ناآرامی های کردستان و گرگان را به همراهی شهید صیاد ،شهید چمران و پرسنل تکاور لشگر 23 و لشگر 30گرگان آرام کرد ✅ارتش های منطقه بعد از فروپاشی حکومت های پادشاهی من جمله ارتش قذافی نزدیک به 50000نفر را کشت ✅ارتش مصر هزاران نفر را به خاک وخون کشید و هزاران اخوان المسلمینی را کشت والان هم دارد می کشد ✅ارتش بعث نزدیک به 15 سال است بمب گذاری میکند،به نوامیس مردم تجاوز و هم اکنون فرماندهی یگانهای داعش را برعهده دارند ✅ارتش ایران در زمان جنگ 48 هزار شهید و 250000هزار آزاده و جانباز تقدیم این خاک کرد ✅ارتش ایران سومین قدرت هوانیروز جهان بود که با 2000 گلوله تیربارش میتوانست هزاران نفر را به خاک و خون بکشد ولی کشوری ها ،شیرودیهای قهرمان را تحویل خاک آریا داد ✅ارتش ایران چهارمین قدرت برتر نیروی هوای جهان بود ،وقتی صدام گفت امروز مهران فردا ت

چرا اینقدر راه دور می روید.از همین شهر نافچ درسال 1334 فردی به دنیا آمد.بنام حجت اله رئیسی نافچی فرزند مرحوم حاج قدرت اله رئیسی (مرد نابغه همت، تلاش وکوشش و مردم دار)که ازکودکی نشانه های بزرگی وجوانمردی وشجاعت دروی نمایان بود.دارای هوشی سرشار و بیانی شیوا، در16 سالگی ایستادگی در مقابل زورگویی ژاندارمری حکومت پهلوی به مردم نافچ وخواباندن سیلی محکمی به گوش ژاندارم گستاخ در دفاع از مردم.تابستانها شرکت درکلاس زبان دراصفهان وسپس رایگان آموزش زبان دادن به دانش آموزان نافچ وتشویق آنان به درس خواندن وپیشرفت.رفتن به مدرسه عالی تکنولوژی برق سمنان .بعد از یک سال با پذیرش پزشکی از آمریکا راهی آنجا شدن درسال 1354و ادامه تحصیلات دررشته علوم سیاسی و اقتصاد در روابط بین اللمل در دانشگاه معروف واشنگتن دی سی آمریکا، واز فعالان انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا،اروپا وکانادا.پیشنهاد کار درکنگره آمریکا با حقوق دهها هزار دلا آن زمان به ایشان ،ونپذیرفتن شهید دکتر حجت اله رئیسی نافچی.وبازگشت به میهن درسال 1359 به منظور خدمت به مردم ومیهن درخواست از وی برای پذیرفتن استانداری شهرکرد، وقرار گرفتن وی در سمت معاونت عمرانی استان.ارائه طرحهای