بازخوانی مصیبت های عاشورا / حضرت علی اکبر علیه السلام
ساعت ۸:۳۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٤ آذر ۱۳٩۱  
عاشورا
در زیارت نامه حضرت علی اکبرعلیه السلام آمده است: "اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَوَّلَ قَتیلٍ مِنْ نَسْلِ خَیْرِ سَلیلٍ مِنْ سُلالَةِ اِبْراهیمَ الْخَلیلِ صَلَّ اللَّهُ عَلَیْکَ وَ عَلی اَبیکَ؛(1) سلام بر تو ای اولین شهید از نسل بهترین سلاله پاک از سلسله ابراهیم خلیل علیه السلام. درود خداوند بر تو و پدرت باد."

علی اکبر اولین شهید بنی هاشم در روز عاشورا است. او چنان به پیامبرصلی الله علیه وآله شباهت داشت که امام حسین علیه السلام هنگام وداع با وی روبه آسمان کرده و فرمود: "اَللَّهُمَّ اشْهَدْ عَلی هؤُلاءِ الْقَوْمِ فَقَدْ بَرَزَ اِلَیْهِمْ غُلامٌ اَشْبَهُ النَّاسِ خَلْقاً وَ خُلْقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِکَ کُنَّا اِذَا اشْتَقْنا اِلی نَبِیِّکَ نَظَرْنا اِلی وَجْهِهِ؛(2) خداوندا! تو بر این قوم گواه باش، جوانی به مصاف آنان می رود که از نظر خلقت و خُلق و خُوی و سخن گفتن شبیه ترین مردم به رسول توست، ما هرگاه مشتاق دیدار پیامبر تو می شدیم به سیمای این جوان می نگریستیم."

آری علی اکبر از هر لحاظ شبیه پیامبرصلی الله علیه وآله بود و اهل مدینه هر گاه به دیدار پیامبر مشتاق می شدند، به علی اکبر نظاره می کردند. امام حسین علیه السلام چنان به علی علاقه داشت که با دیدن وی غمهای وجودش بر طرف می شد و فرح و آرامش ویژه ای احساس می کرد و هرگز خواسته های علی اکبر را بی پاسخ نمی گذاشت.
وقتی علی اکبرعلیه السلام به سوی میدان می رفت، امام نگاهی مأیوسانه به او انداخت و با صدای بلند آیه اِنَّ اللَّهَ اصْطَفی... (3) را قرائت کرد. (4)

من نگویم مرو ای ماه، برو
لیک قدری بَرِ من راه برو
ای جگر گوشه من ای پسرم
هیچ دانی که چه آری به سرم
مرو این گونه شتابان زِبرم
قدری آهسته من آخر پدرم


مدتی جنگید، پیکار سخت او را تشنه کرد، به سوی خیمه آمد و عرضه داشت: "یا اَبَةُ! اَلْعَطَشُ قَدْ قَتَلَنی وَ ثِقْلُ الْحَدیدِ اَجْحَدَنی فَهَلْ اِلی شَرْبَةٍ مِن ماءِ سَبیلٍ اَتَقَوّی بِها عَلَی الْاَعْداءِ؛ پدر جان! تشنگی مرا هلاک می کند و سنگینی سلاح مرا به زحمت انداخته. آیا امکان دارد برای من شربت آبی تهیه کنید تا نفسی تازه کرده و در دفع دشمنان نیرو بگیرم؟"

هوای گرم، حرارت جنب و جوش در میدان نبرد با اسب و تشنگی، همه و همه بر علی اکبر سخت بود، به این جهت از امام با ادب تمام آب خواست.

امّا امام حسین علیه السلام با شنیدن این تقاضای علی، گریه کرد و فرمود: پسرم بر من دشوار است که تقاضایی کنی و نتوانم آن را بر آورده سازم. امام علیه السلام انگشتر خودش را به او داد و فرمود: آن را در دهان بگذار و به سوی دشمن باز گرد، امیدوارم به زودی به دست جدّت سیراب شوی.

بودند دیو و دد همه سیراب و می مکید
خاتم، زقحط آب سلیمان کربلا


اندکی جنگید و تعدادی از دشمن را به هلاکت رساند تا اینکه در آستانه شهادت قرار گرفت و ندایش بلند شد: "یا اَبَتاه هذا جَدّی رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله قَدْ سَقانی بِکَأْسِهِ الْاَوْفی شَرْبَةً لا اَظْمَاُ بَعْدَها اَبَداً؛ بابا! این جدّم رسول الله است که مرا با کاسه ای از آب گوارا سیراب کرد که هر گز بعد از آن تشنه نخواهم شدم." دشمنان ریختند و بدن علی را با شمشیرهایشان قطعه قطعه کردند. امام سریعاً به بالین علی اکبر آمد و با چشمانی اشکبار فرمود: "قَتَلَ اللَّهُ قَوْماً قَتَلُوک؛ [پسرم!] خداوند بکشد آنانی را که تو را کشتند." آنگاه خم شد، صورت بر چهره خون آلود علی نهاد؛ "فَوَضَعَ خَدَّهُ عَلی خَدِّهِ" سپس اضافه کرد: "علَیَ الدُّنیا بَعْدَکَ الْعَفا؛(5) بعد از تو خاک بر سر این دنیا."

گلی که بی تو بروید به خاک یکسان باد
مهی که بی تو درآید به ابر پنهان باد

***

لشکر کوفه همه استاده
به تماشای شه و شه زاده
شه روی نعش علی افتاده
همه گفتند حسین جان داده
به یقین جان حسین بر لب بود
آن که جان داد به او زینب بود(6)



این مطلب با استفاده از مقاله بازخوانی مصائب عاشورا تهیه شده است.

-----------------------------------------------------------------

1) بحار الانوار، ج 45، ص 65، الاقبال، سید ابن طاوس، دار الکتب الاسلامیه، 1367 ش، ص 537؛ لهوف، ص 112.
2) همان.
3) آل عمران / 33.
4) معالی السبطین، ص 376.
5) بحار الانوار، ج 45، ص 44؛ مثیر الاحزان، ابن نما حلّی، مدرسه امام مهدی علیه السلام، 1406 ق ؛ ارشاد مفید، ص 459.
6) علی لسانی.