مبارزه با هوای نفس
ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩۱  

در عجبم از قدرت اراده مردانی که در اوج جوانی و هجوم شهوات نفسانی از همه امیال شهوانی گذشتند و انسان را انسانیت بخشیدند شیطان را شرمنده کردند و نفس اماره را نابود کردند هم چنان که حکومت مستکبران را درهم کوبیدند و نفس مطمئنه را در وجودشان مسلط ساختند چنان که حکومت صالحان را حاکم و تثبیت نمودند.


آری! این است قصه مردان و زنانی که جانانه با دشمن انسان به مبارزه برخاستند و جاودانه به سوی لقاءاله شتافتند.

اما! امروز کمی قصه جوانی ما دگرگون شده است ، گویی جوانی با سرگرمی و خوشگذرانی ها کاذب عصر دیجیتال و انفجار اطلاعات و ارتباطات عجین شده است.

جوانی که حالا حاضر نیست از شکمش ، از خوابش ، از سرگرمی های لغوش دست بکشد و قدمهایش را در راه تعالی نفسش بر زمین بگذارد.

انگار اخلاص و یکرنگی جایش را به ریا و خودنمایی و تزویر  قرض داده است و تواضع در برابر تکبر و غرور سر تعظیم فرود آورده است رذایل را گاها فضایل قلمداد می کنند و کار بی منت و الی الله را عبث می پندارند.

هر که در این حلقه نباشد و از ماجرای این زمانه به دور باشد در دام بلا گرفتارش می کنند و انگ و تهمت نثارش می کنند.

اما همه خصایص زمانه را که کناری بگذاریم از نقش خودمان نمی توانیم غافل شویم چراکه این نقش هاست که نمایش زندگی را و صحنه جامعه را آرایش می دهد و ما مانده ایم در مانده و حرکتمان افتان و خیزان است گاهی مغرور می شویم گاهی عیب جویی می کنیم گاهی بی خدا می شویم و گاهی دچار عجب و خودپسندی

و این همه کندی در حرکت که گاهی حتی تبدیل به پسرفت می شود ما را در مبارزه با نفسی که حالا دیگر چون غول شده است سست و بی طاقت کرده است و عباداتمان را فدای افاضاتمان  ؛ چراکه زبانمان لحظه ای خاموش نمی شود و مداومت در سخن راندن کار ما را بسی سخت و دشوار نموده است ، سخنانی که اکثرش بدون علم و آگاهی است.

حالا جالب است که زندگی نامه شهدا و سیره شهدا را هم خوب حفظ کرده ایم اما حاشا که عمل مان هم در امتدا حرکت شهدا باشد شاید بی خود نیست که هر از گاهی ناله شهدا شرمنده ایم سر می دهیم و به زیارت قبور ائمه می رویم و رنگو بوی معنویت می گیریم اما پس از مدتی دوباره همان آش و همان کاسه قدیمی گناه و معصیت را بدست میگیریم.

اما ای انسانها دریغ از عمر کوتاه مان که چون چشم برهم زدنی به پایان می رسد و ما هنوز نفهمیدیم (والعصر ان الانسان لفی خسر)

 لحظه ای درنگ بنما و این بار راه را در پیروی از شهدا پیدا کن راهنما انتخاب کن و طی طریق کن و زبان را و دست و پا چشم گوش و همه اعضاء و جوارحت را در این مبارزه تحت فرمان بگیر و در نبردی طولانی جهاد اکبر را آغاز کن و که راه و رسم عاشقی همین است و بدان تو ای انسان خلیفه الله خواهی شد اگر بخواهی و خدا را بندگی کنی (و ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون) ....