اصول حیات طیبه در کلام امام رضا (علیه السلام )
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳ بهمن ۱۳٩٠  

  1 - برخوردارى از سلامت عقل
2 - داشتن روح تعبد (بندگى خداوند)
3 - داشتن اسوه و الگوى تمام عیار هدایت (قبول ولایت )
1 - برخوردارى از سلامت عقل


نقش عقل در رساندن آدمى به حیات طیبه
ارزنده ترین نعمتى که خداوند به انسان مرحمت فرمود، نعمت عقل است  این نعمت ، اساس شخصیت و منشاء اصلى افتخارات آدمى شمرده مى شود. به وسیله این گوهر گرانبهاست که آدمى راه را از بیراهه و صلاح را از فساد تشخیص مى دهد و در پرتو فروغ و روشنایى آن خود را از تاریکیها و پرتگاههاى زندگى نجات مى دهد. کسانى که از این سرمایه برخوردارند، حق هر نعمتى را به طور شایسته ادا مى سازد و مى دانند که نقش و موقعیت آنها در صحنه حیات چیست اما بیچارگانى که از این سرمایه محرومند، اصولا حیات و زندگى انسانى ندارند زیرا دست به گریبان جهلند و از این حقیقت غافل مانده و پشت پرده غرور و نخوت فقط خود را مى بینند و بس .
این گروه را جز با مردگان نمى توان سنجید.
عن الحسن بن الجهم : قال : سمعت الرضا (علیه السلام ): صدیق کل امرى ء عقله و عدوه جهله

حسن بن جهم مى گوید: از امام رضا (علیه السلام ) شنیدم که فرمود:
((دوست هر انسان عقل اوست و دشمن جهل و نادانى او)).
((صدیق )) به معناى دوستى است که هرگز در روابط خود خیانت نمى کند. از دیدگاه امام رضا (علیه السلام ) عقل سلیم دوستى است که در راهنمایى انسانها صادقانه عمل مى نماید و آن چراغى فراراه آدمى به سوى خیر و سعادت است .
((جهل )) در لغت متداول (در عرف مردم ) به معناى نادانى است و در کار مقابل علم و دانش ، قرارداد ولى این کلمه در روایات به معناى ((عدم شعور)) و ((عدم تعقل )) به کار رفته و در مقابل ((عقل )) آمده است .
عاقل کسى است که هر چیزى را به جاى خودش قرار دهد، به عکس جاهل که هر چیزى را در غیر جاى خود وضع مى کند

موارد مهم جهل
1 - جهل نسبت به استعدادهاى خود
2 - جهل نسبت به تاریخ و سرنوشت گذشتگان
3 - جهل نسبت به زمان و مقتضیات آن و حوادث روزمره
4 - جهل نسبت به فلسفه سختیها و بلاهاى الهى و تاثیر آن در ساختن شخصیت انسان
5 - جهل نسبت به مردم و شیوه رفتار با آنان خصوصا جهل به دشمنان
اسباب جهل و نادانى
1 - تقلید کورکورانه که شامل : پدران و گذشتگان ، بزرگان قوم ، قدرتهاى بیگانه
2 - عدم درک صحیح از دین
3 - عدم پیروى کامل از دین
آثار جهل در قرآن
1 - دگرگون شدن ارزشها، (سوره بقره ، آیه 216)
2 - نکبت و پشیمانى ، (سوره حجرات ، آیه 6)
3 - بى ادبى ، (سوره حجرات ، آیه 4)
4 - سوءظن و بدبینى ، (سوره آل عمران ، آیه 154)
5 - پراکندگى و اختلاف ، (سوره حشر، آیه 14)
6 - خودباختگى و تقلید کورکورانه ، (سوره انبیاء، آیه 54 - 52)
7 - سرچمشه بهانه جویى ، (سوره بقره ، آیه 118)
8 - تعصب و لجاجت ، (سوره فتح ، آیه 26)
9 - اشاعه فساد، (سوره نمل ، آیه 55)
10 - عامل اصلى شکست ، (سوره انفال ، آیه 65)
11 - سرچشمه کفر، (سوره اعراف ، آیه 138)
12 - نابینایى (کوردلى )، (سوره رعد، آیه 19)
13 - بى برکت شدن عمر و حیات ، (سوره حج ، آیه 5)
14 - مایه سقوط و نابودى ، (سوره انفال ، آیه 22)
15 - ورود به دوزخ ، (سوره اعراف ، آیه 179)