نخستین سخنرانى امام حسین علیه السلام در کربلا
ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ آذر ۱۳٩٠  

پس از آن ، امام مظلوم برپاخاست و تکیه بر قائمه شمشیر خود نمود و به آواز بلند این کلمات را ادا فرمود:
اى مردم ! شما را به خدا سوگند مى دهم ، آیا مرا مى شناسید و عارف به حق من هستید؟ در جواب آن جناب همگى گفتند: بلى تو را مى شناسیم ، تویى فرزند رسول صلّى اللّه علیه و آله و قرة عین البتول که دختر پیغمبر است . پس تویى سِبْط آن جناب .
امام حسین علیه السّلام فرمود: شما را به خدا سوگند که آیا مى دانید که جدّ بزرگوار من رسولِ پروردگار عالمیان است ؟


نخستین سخنرانى امام حسین علیه السلام در کربلا
پس از آن ، امام مظلوم برپاخاست و تکیه بر قائمه شمشیر خود نمود و به آواز بلند این کلمات را ادا فرمود:
اى مردم ! شما را به خدا سوگند مى دهم ، آیا مرا مى شناسید و عارف به حق من هستید؟ در جواب آن جناب همگى گفتند: بلى تو را مى شناسیم ، تویى فرزند رسول صلّى اللّه علیه و آله و قرة عین البتول که دختر پیغمبر است . پس تویى سِبْط آن جناب .
امام حسین علیه السّلام فرمود: شما را به خدا سوگند که آیا مى دانید که جدّ بزرگوار من رسولِ پروردگار عالمیان است ؟
گفتند: خدا شاهد است که مى دانیم !
امام علیه السّلام فرمود: شما را به خدا سوگند، آیا مى دانید که جدّه من خدیجه بنت خُوَیْلد است و او اوّل زنى بود در این اُمّت که اسلام را اختیار و تصدیق احمد مختار صلّى اللّه علیه و آله نمود؟
گفتند: خدایا تو گواهى که مى دانیم !
امام علیه السّلام فرمود: شما را به خدا سوگند که آیا مى دانید که حمزه سیدالشهداء عموى پدرم على بن ابى طالب علیه السّلام است ؟
گفتند: خدایا شاهدى که این را هم مى دانیم !
متن عربى :
قالَ: ((اءُنْشُدُکُمُ اللّهَ هَلْ تَعْلَمُونَ اءَنَّ حَمْزَةَ سَیِّدَ الشُّهَداءِ عَمُّ اءَبى ؟)).
قالُوا: اءَللّهُمَّ نَعَمْ.
قالَ: ((اءُنْشُدُکُمُ اللّهَ هَلْ تَعْلَمُونَ اءَنَّ جَعْفَرَ الطَّیّارَ فِى الْجَنَّةِ عَمّى ؟)).
قالُوا: اءَللّهُمَّ نَعَمْ.
قالَ: ((اءُنْشُدُکُمُ اللّهَ هَلْ تَعْلَمُونَ اءَنَّ هذا سَیْفُ رَسُولِ اللّهِ صلّى اللّه علیه و آله اءَنَا مُتَقَلِّدُهُ؟)).
قالُوا: اءَللّهُمَّ نَعَمْ.
قالَ: ((اءُنْشُدُکُمُ اللّهَ هَلْ تَعْلَمُونَ اءَنَّ هذِهِ عِمامَةُ رَسُولِ اللّهِ صلّى اللّه علیه و آله اءَنَا لابِسُها؟)).
قالُوا: اءَللّهُمَّ نَعَمْ.
قالَ: ((اءُنْشُدُکُمُ اللّهَ هَلْ تَعْلَمُونَ اءَنَّ عَلِیّا علیه السّلام کانَ اءَوَّلُ النّاسِ إِسْلاما واءَعْلَمَهُمْ عِلْما وَاءَعْظَمَهُمْ حِلْما وَاءَنَّهُ وَلِیُّ کُلُّ مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ؟)).
قالُوا: اءَللّهُمَّ نَعَمْ.
قالَ: ((فَبِمَ تَسْتَحِلُّونَ دَمى وَاءَبى صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْهِ الذّائِدُ عَنِ الْحَوْضِ، یَذُودُ عَنْهُ رِجالا کَما یُذادُ الْبَعیرُ الصّادِرُ عَلَى الْماءِ، وَلِواءُ الْحَمْدِ بِیَدِ اءَبى یَوْمَ الْقِیامَةِ؟!!)).
ترجمه :
امام حسین علیه السّلام فرمود: شما را به خدا قسم مى دهم ، آیا مى دانید که جعفر طیّار در بهشت عنبر سرشت ، عموى من است ؟
گفتند: خداوندا ما مى دانیم که چنین است !
باز آن امام برگزیده خداوند بى نیاز به آن گروه ستم پرداز، فرمود: شما را به خدا سوگند که مى دانید این شمشیرى که در میان بسته ام همان شمشیر سیّد اَبرار است ؟
گفتند: بلى ، به خدا این را هم مى دانیم !
امام حسین علیه السّلام فرمود: شما را به خدا قسم ، اطلاع دارید که عمامه اى که بر سر من است همان عمامه احمد مختار صلّى اللّه علیه و آله و رسول پروردگار است ؟
گفتند: به خدا که این را هم مى دانیم !
حضرت فرمود: به خدا که مى دانید شاه ولایت على علیه السّلام اول کسى بود که قبول دعوت اسلام از سیّد اَنام نمود و او است آن کس که پایه علمش ‍ والا و درجه حلمش از همه کس اَرْفَع و اَعْلى است و اوست ولىّ هر مؤ من و مؤ منه ؟
گفتند: به خدا که این فضیلت را هم مى دانیم !
اباعبداللّه علیه السّلام فرمود: پس به چه جهت ریختن خون مرا حلال شمردید و حال آنکه پدرم در روز رستاخیز مردمانى را از حوض کوثر دور خواهد نمود چنانکه شتران را از سرِ آب برانند ولواء حمد در آن روز به دست اوست .
متن عربى :
قالُوا: قَدْ عَلِمْنا ذلِکَ کُلَّهُ وَنَحْنُ غَیْرُ تارِک یکَ حَتّى تَذُوقَ الْمَوْتَ عَطْشانا!!!
فَلَمّا خَطَبَ هذِهِ الْخُطْبَةَ وَسَمِعَ بَناتُهُ وَاءُخْتُهُ زَیْنَبُ کَلامَهُ بَکَیْنَ وَنَدَبْنَ وَلَطَمْنَ وَارْتَفَعَتْ اءَصْواتُهُنَّ.
فَوَجَّهَ إِلَیْهِنَّ اءَخاهُ الْعَبّاسَ وَعَلِیّا إِبْنَهُ وَقالَ لَهُما: ((سَکِّتاهُنَّ فَلَعَمْرى لَیَکْثُرَنَّ بُکاؤُهُنَّ)).
قالَ الرّاوى : وَوَرَدَ کِتابُ عُبَیْدِ اللّهِ عَلى عُمَرَ بْنِ سَعْدٍ یَحِثُّهُ عَلى تَعْجیلِ الْقِتالِ، وَیَحُذِّرُهُ مِنَ التَّاءْخیرِ وَالاِْهْمالِ، فَرَکِبُوا نَحْوَ الْحُسَیْنِ علیه السّلام .
وَاءَقْبَلَ شِمْرُ بْنُ ذِى الْجَوْشَنِ - لَعَنَهُ اللّهُ- فَنادى : اءَیْنَ بَنُو اءُخْتى عَبْدُ اللّهِ وَجَعْفَرُ وَالْعَبّاسُ وَعُثْمانُ؟
فَقالَ الْحُسَیْنُ علیه السّلام : ((اءَجیبُوهُ وَإِنْ کانَ فاسِقا، فَإِنَّهُ بَعْضُ اءَخْوالِکُمْ)).
فَقالُوا لَهُ: ما شَاءْنُکَ؟
فَقالَ: یا بَنى اءُخْتى اءَنْتُمْ آمِنُونَ، فَلا تَقْتُلُوا اءَنْفُسَکُمْ مَعَ اءَخیکُمُ الْحُسَیْنِ، وَاءَلْزِمُوا طاعَةَ اءَمِیرِالْمُؤْمِنینَ یَزیدَ بْنَ مُعاوِیَةَ.
ترجمه :
گفتند: همه این فضایل که شمردى بر آنها علم و اقرار داریم و با وجود این دست از تو بر نمى داریم تا آنکه تشنه کام شربت مرگ را بچشى !؟ چون آن سیّد مظلومان و آن امام انس و جان ، خطبه خویش را اتمام نمود خواهران و دخترانش استماع کلام او را کردند، صداها به گریه و ندبه برآوردند و سیلى به صورت خود نواختند و صداها به ناله بلند نمودند. امام علیه السّلام برادر خود حضرت عباس و فرزندش على اکبر علیهماالسّلام را به سوى اهل حرم فرستاد و فرمود: ایشان را ساکت نمایید، به جان خودم قسم که آنها گریه هاى بسیار در پیش دارند