امام حسین علیه السلام سیدالشهدا

مصیبت امام حسین علیه السلام از همه بالاتر است  
شیخ صدوق قدس سره در علل الشرایع به اسناد خود از عبدالله بن فضل هاشمى روایت کرده که گفت : به امام صادق علیه السلام عرض کردم : یا بن رسول الله ، چه شد روز عاشورا روز شهادت حسین علیه السلام است روز بزرگ مصائب است ، و حال آن که روز وفات رسول الله صلى الله علیه و آله و روزى که فاطمه علیهاالسلام جهان را وداع گفت و روزى که امیرالمومنین علیه السلام شهادت یافت و روزى که حسن بن على علیه السلام به ضربت ستم شهید گشت واجب مى کند که مصائب این روزها بزرگ تر باشد ؟
امام علیه السلام فرمود: مصیبت روز قتل امام حسین علیه السلام بزرگ تر است از جمیع ایام ، زیرا که اصحاب کساء که در نزد خداوند بهترین آفریدگانند، فزون از پنج تن نباشند و آنها محمد و على فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام هستند و جود عالم منوط به وجود ایشان بود چون رسول خداصلى الله علیه و آله جهان را وداع کرد مردمان به بقاى چهار تن دیگر شاد بودند و چون فاطمه علیهاالسلام از دنیا رفت مردمان به وجود حسن و حسین علیهماالسلام تسلیت مى یافتند چون على علیه السلام به شهادت رسید، امام حسن و امام حسین علیهماالسلام به جاى او بودند و بعد از شهادت حسن علیه السلام مردم چشمشان به جمال حسین علیه السلام بود اما چون حسین علیه السلام را به قتل رساندند کسى از اصحاب کساء باقى نماند تا مردم را در سوگوارى آن حضرت سیر و سلوکى باشد ولى شهادت حضرت حسین علیه السلام چنان بود که پیامبر صلى الله علیه و آله و على و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام همگان را شهید کرده باشند این جاست که مصیبت روز شهادت حسین علیه السلام بزرگترین ایام و برزگترین مصائب است . (189)
اموال به طایفه روضه خوان از افضل اقسام انفاقاتى است که به جهت حضرت سیدالشهداء علیه السلام ممدوح و مرغوب است و براى آن ثواب عظیم وعده فرموده اند. (190)
عاشورا چیست ؟ 
طریحى رحمه الله در کتاب مجع البحرین روایت کرده که موسى کلیم الله در مناجات خود عرض کرد:
پروردگارا! به چه سبب امت محمد صلى الله علیه و آله را بر دیگر امت ها فضیلت دادى ؟(191) خطاب رسید: به جهت ده خصلت عرض کرد: آن ده خصلت .
کدام است تا من امر کنم که بنى اسرائیل به آن عمل کند ؟ ندا رسید: نماز، زکات ، روزه ، حج ، جهاد، جمعه ،جماعت ، قرآن ، علم ، عاشورا.
موسى علیه السلام عرض کرد: پروردگارا، عاشورا چیست ؟ندا رسید: گریستن و تباکى کردن بر سبط محمد و مرثیه و عزادارى بر مصیبت آن مظلوم ، یعنى اباعبدالله علیه السلام .
ثواب آه کشیدن و اندوه براى امام حسین علیه السلام  
امام جعفر صادق علیه السلام به ابان بن تغلب فرموده : آه کشیدن کسى که براى مظلومیت ما غمگین باشد تسبیح است و اندوه وى براى ما عبادت است و پنهان داشتن سر ما جهاد در راه خداست آن گاه فرمود: باید این حدیث را با آب طلا نوشته شود.
ثواب لعن بر قاتل امام حسین پس از نوشیدن آب  
به سند متصل از ابو قولویه به اسناد خود از داود رقى گفت : نزد ابى عبدالله بودم ، آب خواست چون بنوشید گریه او را گرفت و چشمانش از اشک پر شد.
آن گاه فرمود: اى داود، خدا لعنت کند قاتل حسین علیه السلام را، هیچ بنده اى آب ننوشد که یاد حسین علیه السلام کند و لعن بر قاتل او فرستد مگر آن که خداى تعالى براى او هزار حسنه نویسد و صد هزار گناه او را محو کند و صد هزار درجه مقام او را بالا برد و چنان باشد که صد هزار بنده آزاد کرده است و خداوند او را خرم و خوشحال گرداند.
امام صادق علیه السلام به یاد امام حسین علیه السلام آب مى نوشد
شیخ جعفر شوشترى رحمه الله مى نویسد: یکى از علامت هاى ایمان به یاد آوردن سید الشهداء علیه السلام پس از نوشیدن آب است و این مطلب براى همه کسى نیست بلکه ، براى حضرت صادق علیه السلام که فرمود:
انى ما شربت ماء باردا الا و ذکرت الحسین علیه السلام ).
من آب سرد نیاشامیدم مگر آن که به یادم آمد حسین علیه السلام .
کنت عند ابى عبدالله علیه السلام اذا استسقى الماء فلما شربه رایته قد استعبر و اغرور قت عیناه بدعومه .
در خدمت حضرت صادق علیه السلام بودم ، آب طلبیدم و آشامید ، همین که آن را میل فرمود دیدم آن قدر گریه کرد تا چشمان مبارکش غرق اشک شد .
ثم قال لى : یا داود! لعن قاتل الحسین ، فما من عبد شرب الماء فذکر الحسین و قاتله الا کتب الله له مائله الف حسنه ، و حط عند مائه الف سیئه ، و رفع له مائه اله درجه ، فکما، اعتق مائه الف نسمه ، و حشره الله یوم القیامه ثلج الفواد .
تشنگى حضرت بسیار بوده ولى مى خواست دشمان متوجه نشوند .
بارى این که امام صادق مى فرماید: هر وقت من آب بیاشامم امام حسین علیه السلام به یادم مى آید به سبب تشنگى شدیدى است که اماما حسین علیه السلام در کربلا به آن مبلا شد.
تشنگى حضرت به حدى رسیده بود که جبرئیل علیه السلام به حضرت آدم خبر داد گفت : چنان تشنه مى شود که از تشنگى چشمش آسمان را نمى بیند.
حضرت چنان تشنه شده بود که زبانش از تشنگى مجروح شده بود ولى به این حالت و این شدت از تشتنگى نمى خواست دشمانش بدانند که حضرت تشنه است ولى دشمنان فهمیدند، چون نهرى از شط و فرات نزدیک حضرت بوه یا بناه به نقلى شط فرات در آن زمان
نزدیک بوده به طورى که حضرت شط را مى دیده است .
حضرت نگاهى به آن کرد فهیمدند که حضرت تشنه است ، ظالمى گفت : یا حسین : الا تنظر الى الفرات کان بطونه الحیاة و الله لا تذوقه او تموت عطشا (192)
امام صادق علیه السلام فرمود: آبش بده  
راوى مى گوید: من همسفر حضرت صادق علیه السلام بودم در راه مکه دیدم شخصى در زیر سایه درخت افتاده ، حضرت فرمود: برو مبادا از تشنگى افتاده بادش مى گوید پیاده شدم و رفتم عرض کردم : یا بن رسول الله ، نصرانى است و از تشنگى افتاده است فرمود: آبش بده حضرت فرمود: آب دادن به این نصرانى ثواب دارد پس مسلمان به مسلمان آب بدهد اجر دارد، مسلم به کافر اجر داد، کافر به مسلم ولو تخفیف گناه و عذاب به کافر ولو تخفیف عذاب باشد.
عطوفت رسول اکرم صلى الله علیه و آله به حیوانات  
پیغمبر صلى الله علیه و آله و آله مشغول وضو بود، گربه اى از راه گذشت و به آب نگاه کرد فرمود: معلوم است گربه تشنه است وضو را گذاشت و آب را نزد گربه گذاشت گربه آب خورد و حضرت از پس مانده آب گربه وضو را تمام کرد. (193)
امام حسین علیه السلام همیشه زنده است  
آرى در ظاهر یزید حسین علیه السلام و انصارش را کشت اما در باطن امام حسین علیه السلام یزید و همه بنى امیه را بدتر ار هزار مرتبه کشتن کشت ، یزید آنها را یک روز کشت و امام حسین علیه السلام او و قومش را تا ابد و هر روز کشت .
از تو مى پرسم : کدام غلبه و پیروزى برتر و کدام کشتن بزرگ است این فلسفه را حتى ملل غیر اسلامى نیز درک کرده اند و مستشرق آلمانى مسیو ماریین نیز به این نکته اشاره کرده است . (194)
امام حسین علیه السلام از عرب بود اما امروز دیگر مخصوص عرب نیست ، بلکه مکتب او سرلوحه نهضت ها و ملت ها و معیار حق و باطل است و عجم او را از عرب بیشتر دوست مى دارد.
امام یزید که پادشاه عرب بود، عرب از مشرق تا مغرب او را طرد کرده و انتسابش را براى خود ننگ شمرده است .(195)
آفرین بر تو  

باز در خاطره ها یاد تو اى رهبر عشق

 

شعله سرکش آزادگى افروخته است

 

یک جهان بر تو و بر همت مردانگى ات

 

از سر شوق و طلب دیده جان دوخته است

 

نقش پیکار توو در صفحه تاریخ جهان

 

مى درخشد چو فروغ سحر از ساحل شب

 

رسم آزادى و پیکار حقیقت جویى

 

همه جا صفحه تابنده آیین تو بود

 

آنچه بر ملت اسلام حیاتى بخشد

 

جنبش عاطفه و نهضت خونین تو بود

 

تا زخون تو جهان شود از بنده آزاد

 

بر سر ایده انسانى خود جاى دادى

 

در ره کعبه حق جویى و مردى و شرف

 

آفرین بر تو که هفتاد و دو قربان دادى

 

جان به قربان تو اى رهبر آزادگى و عشق

 

که روانت سر تسلیم نیاورد فرود

 

زان فداکارى مردانه و جانبازى پاک

 

جاودان بر تو و بر عشق و وفاى تو درود .

هرزگى دشمنان پس از شهادت  
یکى از مهمترین عوامل و علل پیش افتادن قیام حسینى و نهضت مقدس ‍ عاشوار فصلى است که پس از شهادت امام و یارانش بدن ضمیمه شد و با اسراى اهل بیت علیهم السلام از سویى و شهیدان کربلا از سوى دگیر این قیام به دنیا معرفى شد دشمنان تا توانستند پس از شهادت امام علیه السلام و تمام شدن کار هرزگى کردند بدن هاى شهدا را عریان کردند لباس هایشان را به غارت بردند بدن ها را زیر سم اسب ها کوبیدند، سرها را بالاى نیزه ها بر افراشتند با اسران داغدیده تندى و درشتى کردند بر لب هاى خشکیده چوب زدند، این هرزگى ها از کربلا شروع شد و تا شام ادامه یافت و شخص ‍ یزید در این هزرگى ها شرکت کرد اما اسیران اهل بیت با کمال بزرگوارى چنان که گویا هیچ مصیبتى ندیده اند به هر جا رفتند سخن از پیروزى خویش و رسوایى دشمن گفتند و روزى که همه مردم آنها را شکست خورده و از میان رفته و دشمنان را پپروز مى دیدند، آنان خود را سرافراز و کامیاب و دشمن مغرور را بدبخت و رسواى تاریخى معرفى مى کردند. (196)
راز بقاى امام حسین علیه السلام  
امام حسین علیه السلام به واسطه شخصیت عالیقدر و به واسطه شهادت قهرمانه اش ، مالک قلب ها و احساسات صده میلیون انسان است اگر کسانى که بر این مخزن عظیم و گرانقدر احساسى و روحى گمارده شدند - یعنى سخنرانان مذهبى - بتوانند از این مخزن عظیم در جهت هم شکل کردن و هم رنگ کردن روح ها با روح عظیم حسینى بهره بردارى صحیح کنند، جهان اصلاح مى شود.
راز بقاى امام حسین این است که نهضتش از طرفى منطقى است و از ناحیه منطق حمایت مى شود و از سوى دیگر در عمق احساسات و عواطف راه یافته است ائمه اطهار که به گریه بر امام حسین سخت توصیه کرده اند، حکیمانه ترین دستورها را داده اند این گریه هاست که نهضت امام حسین علیه السلام را در اعماق جان مردم وارد مى کند تکرار مى کنم به شرط آنکه گروهى که بر این مخزن عظیم گمارده شده اند بدانند چگونه بهره بردارى کنند. (197)
از یزید عبرت بگیرید  
و اى عبرة لاولى الابصار اعظم من کون ضریح الحسین علیه السلام حرما معظما و قبر یزید بن معاویة مزبلة .
چه عبرتى براى صاحبان بصیرت بزرگتر از این که حرم حضرت امام حسین علیه السلام بزرگ و با جلال تر است و یزید آن روز سلطنت ظاهرى را صاحب بود ولى آثارى از او باقى نمانده و قبر وى مزبله است .
حسین علیه السلام و فزرندانش همه براى رضاى خدا از خود گذشتند و از آنها تنها على بن الحسین علیه السلام ماند او هم در آن زمان مریض بود، مصلحت خداوند به اولاد آن بزرگوار برکت داد و در دنیا پخش شدند . (198)
اى کاخ دین زقیام تو استوار  

دنیا زد دود ظلم و ستم تیره گشته بود

 

آیین حق و رسم دین الهى شکسته بود

 

طغیان نفس سرکش بد سیرتان دهر

 

پیوند دین حق و عدالت گسسته بود

 

زین کشمکش غبار مذلت به آسمان

 

مى رفت و چهره اسلام شد نهان

 

متروک شد عمل به حکم خدا و پیمبرش

 

مردان حق ببرند مردمان

 

ناگه به پاى خاست نگهبان مرز دین

 

ویرانه ساخت خانه گمراهى مبین

 

آهنگ جاودانه او در جهان هنوز

 

در گوش روزگار همى افکند طنین

 

اى کاخ دین زقیام تو استوار

 

اسلام از وجود تو گردیده پایدار

 

بر فرق کاینات بود پرچمت بلند

 

هستى همیشه تا که به پاست روزگار

حجت کشفى
نظر دانشمندان اهل سنّت  
1- محمد على جناح موسس کشور پاکستان  
هیچ نمونه اى از شجاعت و فداکارى و شهامت بهتر از آن که امام حسین علیه السلام نشان داد در جهان پیدا نمى شود، به عقیده من تمام مسلمانان جهان باید از شهیدى که خود را در سرزمین عراق قربان نمود پیروى کنند و از مکتبش سرمشق بگیرند.
2- عبدالله علائلى دانشمند و نویسنده معروف اهل تسنن
هر کس در زندگى دو روز دارد: روز زنده شدن و روز مرگ ، ولى تو اى حسین تنها یک روز داشتى : روز زنده شدن و حیات ، زیرا تو هرگز نمردى ، تو جان شیرین خود را بر سر عقیده پاک و هدف بزرگ و آرمان مقدس خویش ‍ نهادى .
به همین دلیل تا حق و حقیقت و اسلام در جهان زنده است تو هم زنده اى . (199)
3- سخن شیخ محمد محمود مدنى  
شیخ محمد محمود مدنى استاد و رئیس دانشکده شریعت دانشگاه از هر مى گوید:
امام حسین علیه السلام شهید نمونه و برجسته مجاهدان راه خدا دید بال و پر شکسته و باطل از چهار سو راه را بر آن بسته است خود را دید که شاخ درخت نبوت و پسر آن امام شیر دلى است که هرگز از بیم و ذلت سر به زیر نینداخت .
خود را دید که برطرف کردن این حزن و اندو0 و از میان بردن این تاریکى ها از او خواسته شده است صدایى از اعماق دلش او را ندا مى کرد: تو اى پسر پیغمبر، براى رفع این شداید هستى خدا با جد تو تاریکى ها را برطرف و حق را ظاهر و باطل را باطل ساخت تا بر او این آیه نازل شد (اذا جاء نصر الله والفتح )
و مردم گروه گروه در دین خدا وارد شدند پدر تو همان شمشیر برنده اى بود که در نیام نرفت تا گردن هاى مشرکان را ذلیل توحید ساخت .
برخیزد اباعبدلله مانند پدر و جدت جهان کن و از دین خدا حمیایت کن ، و ستم کاران را دفع کن و زمین را از پلیدى بغى و ستم پاک ساز.
خاندان اصحاب تو خوار شده اند و بانوان و فقرا و اطفال و یتیمان و بیوه زنان بیچاهر گشتند.
پس چه کسى این همه گرفتارى و پریشانى و فشار و ظلم و ستم را برطرف مى سازد اگر تو برطرف نسازى ؟ و چه کسى براى نجات امت قیام مى کند اگر تو قیام نکنى ؟ گویى امام حسین علیه السلام این صداها را از اعماق دلش مى شنید که او را به این نداى موثر ندا مى کرد، و شب و روز به او اصرار مى ورزید.
پس امام حسین علیه السلام چاره اى جز پاسخ به این ندا و اجابت این صدا نداشت و به کسانى که او را از قیام باز مى داشتند و مى ترساندند التفاتى نکرد و شدت و قساوت دشمن او را از جهاد در راه خدا باز نداشت ، زیرا او مجاهدى بود که به امر خدا قیام کدر و برایش تفاوت : داشت که به ظاهر مغلوب باشد یا منصور، چون هر دو حال برایش شرافت بود (هل تربصون بنا الا احدى الحسنیین )(200)
پس او در راه خدا و حق شهید شد و دشمن به لعنت خدا و فرشتگان و مردم گرفتار شد و او به بزرگ ترین درجات در نزد خدایش رستگار شد: (مع الذین انعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین و الشهدائ والصالحین )(201)
4- نویسنده اهل سنت  
یکى از نویسندگان اهل سنت پس از آن که شرایط و اوضاع عصر امام حسن مجتبى علیه السلام با عصر امام حسین علیه السلام شرح داده مى گوید:
ما نمى توانیم بگوییم امام عازم بود با یزید بیعت نکند و هر چند کشته شود، زیرا ممکن نبود امام با یزید بیعت کند، و اگر بیعت مى کرد و مردم او را امام به حق مى شمردند و او براى تغییر دین فرصت مى یافت از این جاست که گفته اند:
ان الحسن فدى دین جده بنفسه واهله و ولده و ما تزلزلت ارکان دوله بنى امیه الا بقتل الحسین علیه السلام .
یعنى : حسین علیه السلام جان خود و اهل و اولاد خویش را فداى دین جدش کرد و ارکان دولت بنى امیته متزلزل نشد مگر به کشتن امام حسین علیه السلام .
همین نویسنده در جاى دیگر مى گوید:
دولت بنى امیه پس از شهادت آن حضرت دیرى نپایید و شصت و چند سال را به پایان نرساند و کشتن امام درد کشنده اى شد که در اندام حکومت آنان جا گرفت تا سرانجام آنان را هلاک کرد و خونخواهى امام فریادى بود که دل ها و گوش هاى مردم با آن فتح مى شد.
با توجه به این مصالح و اوضاع و اصول و ملاحظه مقام امام ، آیا کسى مى تواند در ضرورت این قیام تردید کند ؟و آیا حتى با قطع نظر از مقام امامت اشکالى دارد که امام همین برنامه اى را که اجرا کرد با پیش بینى عاقبت کار انجام دهد.
تفاوت نمى کند که فواید و آثار را نتایج قیام بگوییم یا هدف بشماریم ، بحث لفظى نداریم ممکن است به این تغییر ادا کنیم که : این فواید و آثار، حکمت تعبد و تکلیف امام به شهادت است و ممکن است بگوییم : این فواید و آثار، هدف و قیام و قبول شهادت است . (202)
رمز قرآن از حسین آموخیتم

هر که پیمان با هو الموجود بست

 

گردنش از قید هر معبود درست

 

ما سوى الله را مسلمان بنده نیست

 

نزد فرعونى سرش افکنده نیست

 

عقل گوید شاد شو آباد شود

 

عشق گوید بنده شود، آزاد شو

 

عشق را آرام جان حریت است

 

ناقه اش را ساربان حریت است

 

آن امام عاشقان پور بتول

 

سرور آزادى زبستان رسول

 

الله الله باى بسم الله پدر

 

معنى ذبح عظیم آمد پسر

 

بهر آن شهرزاد خیر العمل

 

دوش ختم المرسلین نعم الجمل

 

در میان امت آن کیوان جناب

 

همچو حرف قل هو الله در کتاب

 

چون خلافت رشته از قرآن گسیخت

 

حریت را زهر اندر کام ریخت

 

خواست آن ، سر جلوه خیر الامم

 

چون سحاب قبله باران از کرم

 

بر زمین کربلا بارید و رفت

 

لاله در ویرانه ها کارید و رفت

 

تا قیامت قطع استبداد کرد

 

موج خون او چمن ایجاد کرد

 

مدعایش سلطنت بودى اگر

 

خود نکردى با چنین سامان سفر

 

دشمنان چون ریگ صحرا لا تعد

 

دوستان او به یزدان (203) هم عدد

 

سر ابراهیم و اسماعیل بود

 

شرح آن جمال را تفصیل بود

 

تیغ بهر عزت دین است و بس

 

مقصد او حفظ آیین است و بس

 

خون او تفسیر این اسرار کرد

 

ملت خوابیده را بیدار کرد

 

تیغ چون ال از میان بیرون کشید

 

از رگ ارباب باطل خون کشید

 

نقش الا الله در صحرا آموختیم

 

زآتش او شعله ها اندوختیم

 

شوکت شام و فر بغداد رفت

 

دولت غرناطه هم بر باد رفت

 

تا ما از خیمه اش لرزان هنوز

 

تازه از تکبیر او ایمان هنوز

 

اى صبا اى پیک دور افتادگان

 

اشک ما را بر مزار او رسان (204)

 نظر دانشمندان غیر مسلمان  
1- مهاتما گاندى بنیانگذار هند نوین  
من براى مردم هند طلب تازه اى نیاورده ام تنها نتیجه اى را که از مطالعات دامنه دار خود در تاریخ زندگى قهرمانانان کربلا به دست آودره بودم به ملت هند تقدیم کردم و اگر بخواهیم هند را نجات دهیم باید همان راهى را بپیمایم که حسین بن على علیهماالسلام پیمود. (205)
2- ل . م . بوید  
در طى قرون افراد بشر همیشه جرات و پر دلى و عظمت و روح و بزرگى قلب و شهامت روانى را دوست داشته اند و در اثر همین هاست که آزادى و عدالت هرگز به نیروى ظلم و فساد تسلم نمى شود این بود شهامت و این بود عظمت امام حسین و من مسروم که در چنین روزى با کسانى که این فداکارى عظیم را از جان و دل ثنا مى گویند و شرکت کرده ام ، هر چند که 1300 سال از تاریخ آن گذشته است . (206)
3- واشنگتن ایرونیک مورخ آمریکایى  
براى امام حسین علیه السلام ممکن بود که زندگى خود را با تسلیم شدن به اراده یزید نجات بخشد،لیکن مسوولیت پیشوایى و نهضت بخش اسلام اجازه نمى داد که او یزید را به عنوان خلافت بشناسد او به زودى خود را براى قبول هر ناراحتى و فشارى به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بنى امیه آماده ساخت در زیر آفتاب سوزان سرزمین خشک و در روى ریگ هاى تفتیده عربستان روح حسین فناناپذیر است اى پهلوان و اى نمونه شجاعت و اى شهسوار من ، اى حسین . (207)
4- سر فردریک جیمس  
درس امام حسین و هر پهلوان شهید دیگر این است که در دنیا اصول ابدى عدالت و ترحم و محبت وجود دارد که تغییر ناپذیرند و همچنین مى رساند که هر گاه بدى مقاومت کند و بشر در راه آن پافشارى نماید آن اصول همیشه در دنیا باقى و پایدار خواهد ماند. (208)
5- پرفسور ادوارد براون  
آیا اقلیتى پیدا مى شود که وقتى درباره کربلا سخن مى شنود آغشته با حزن و الم نگردد ؟ حتى غیر مسلمانان نیز نمى توانند پاکى روحى این جنگ اسلامى در تحت لواى آن انجام گرفت را انکار کنند. (209)
6- گیبون مورخ مشهور  
در طى قرون آینده بشر و در سرزمین هاى مختلف شرح صحنه حزن آور و مرگ حسین علیه السلام موجب بیدارى قلب خون سردترین خوانندگان خواهد شد.
7- چارلز دیکنز  
اگر منظور امام حسین علیه السلام جنگ در راه خواسته هاى دنیایى خود بود من نمى فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند ؟پس ‍ عقل چنین حکم مى کند که او تنها به خاطر اسلام فداکارى کرد. (210)
همچنین مسیو ماریین مى گوید:
بزگترین دلیل بر این که حسین علیه السلام به قتلگاه رفت و ابدا قصد سلطنت و ریاست نداشت این است که حسین علیه السلام با آن علم و سیاست و تجربه که در عهد پدر و برادر در مقاتلت با بنى امیه حاصل نموده بود مى دانست که با عدم موجودى اسباب خود و آن همه اقتدار یزید مقاومت با او ممکن نیست . دیگر آنکه حسین علیه السلام بعد از پدر پیش ‍ گویى از کشته شدن خود مى نمود و از آن ساعتى هم که از مدینه حرکت کرد بى پرده به آواز بلند مى گفت که من براى کشته شدن مى روم و به جمع همراهان خود همین را محض اتمام حجت بیان مى کرد که هر کس به طمع جاه و مال با او بیعت کرده ترک همراهى او را گیرند و ورد زبانش این بود: من راه قتلگاه در پیش دارم .
9- محقق اروپایى و فداکارى امام حسین علیه السلام 
چنان که گفتیم : در استراسبورگ فرانسه مرکزى وجود دارد براى مطالعه در مذهب شیعه دوازده امامى باید گفت که وابسته است به یک مذهب بزرگ تر براى مطالعع دانشمندان آن مرکز دواطبانه است و هیچ یک از دانشمندانى که در این مرکز کار مى کنند از کسى مزد یا پاداش دریافت نمى کنند آنچه آنها را وادار کرده که در مذهب شیعه مطالعه کنند دو چیز است : اول عشق به مطالعه در مذهب شیعه دوازده امامى . دوم این که هم آنها استادان دانشگاه یا دانشمندان وابسته به انستیتوهاى علمى هستند و هر کدام از مطالعه خود براى پیشرفت کارشان نتیجه مى گیرند.
یکى از دانشمندان آن مرکز (فرانسیسکو گابریلى )نشان داده که ، کشته شدن امام حسین علیه السلام در روز دهم محرم سال 61 هجرى به شرحى که تا این جا گفته شد و دنباله آن خواهد آمد و از عواملى اصلى توسعه مذهب شیعه بوده و قسمت اعظم تبلیغات آل بویه بر مبناى چگونگى کشته شدن حسین علیه السلام و خویشاوندان و دوستان استوار بوده است .
فرانسیسکو گابریلى استاد دانشگاه رم راجع به اثر کشته شدن امام حسین علیه السلام در توسعه مذهب شیعه مى گوید: سلطان آل بویه تبلیغات خود را براى توسعه مذهب شیعه بر اساس وقایع روز دهم محرم سال 61 هجرى قرار داده بودند و آن تبلیغات آن موثر بود که آنها براى توسعه مذهب شیه ضرروى ندیدند که به زور متوسل شوند. (211)

بزرگ فلسفه قتل شاه دین است

 

که مرگ سرخ به از زندگى ننگین است

 

حسین مظهر آزادگى و آزادى است

 

خوشا کسى که چنینش مرام و آئین است

 

نه ظلم کن به کسى نى به زیر ظلم برو

 

که این مرام حسین است و منطق دین است

 

ببین که مقصد عالى وى چه بد اى دوست

 

که درک آن سبب عز و جاه و تمکین است

 

زخاک مردم آزاده بوى خون آید

 

نشان شیعه و آثار پیروى این است (212)

10- آثار وجودى امام حسین علیه السلام در نظر دکتر جوزف  
دکتر رینو جوزف مستشرق معروف فرانسوى (م : 1867 م ) که چندین کتاب عربى منتشر به لغت فرانسه ترجمه کرده و در کتاب خود اسلام و مسلمانان که به عربى ترجمه شده (الاسلام و المسلون ) و روضه خوانى هیئت هاى عزا نگاشته و به فواید این مراسم از جنبه سیاست و اخلاق و تربیت و کمال مرکزیتى که ایران در جامعه شیعه دارد اشاره کرده و پیشرفت و بقاى مذهب شیعه را بخصوص در بعض نقاط مثل هند مربوط به سوگوارى سیدالشهداء دانسته و اظهار کرده که با حفظ این مراسم جمعیت و شوکت و ترقى شیعه در آیند بیشتر خواهد شد.
این شرق شناس ضمن اشاره به اوقاف و وجوه بسیارى که شیعه در راه برگزارى عزادارى حسینى صرف مى کند مى گوید:
مذاهب دیگر به اندازه شیعه در راه تبلیغ و دعوت به دنى بذل مال نمى کنند و مصارفى که شیعه دارد شاید سه برابر مصارفى باشد که سایر فرق اسلام در این راه مصرف مى کنند و اگر یک نفر شیعه در دورترین نقاط هم باشد یک نفرى این مراسم را از تشکیل مجالس روضه و انفاق به فقرا و اطعام و غیره اجرا مى کند و در حقیقت به دعوت و تبلیغ مى پردازد، منبر و وعظ و خطابه در تربیت خطبا و وعاظ و گویندگان توانا و پرورش اخلاق عوام و آشنا کردن به علوم و معارف موقعیت خاصى دارد.
تمام مسائل در منابر مطرح مى شود به نوعى که عوام شیعه از سایر فرقه ها به عقاید و مذهب خود آشناترند و اگر در اقطار عالم نظر کنیم در هیچ جامعه اى مانند شیه زمینه ترقى علمى و صنعتى و اقتصادى فراهم نیست و شیعه بیشترین فرقه و آمادگى آنها براى کسب علوم و صنایع جدید بیشتر است ، چنانکه تعداد کارگر در میان شیعه به نسبت جمعیت بیشتر است .
شیعه دین خود را با شمشیر پیش نبرده بلکه با نیروى تبلیغ و دعوت پیشرفت کرده و اهتمام آنها به برگزارى مراسم سوگوارى موجب شده که تقریبا دو سوم مسلمانان و بلکه گروه هایى از هنود و محبوس و سایر ادیان نیز با آنها در عزاى حسین علیه السلام شرکت مى کنند. (213)
بر این اساس ممکن است بگوییم جمعیت شیعه در آینده از سایر فرق بیشتر مى شود شیعه با این مجالس و مراسم که دیگران هم در آن شرکت مى جویند توانسته در ملل و اهل مذاهب دیگر نفوذ کند و اصول مذهب خود را به دیگران تبلیغ نماید و این همان اثرى است که سیاستمداران غربى براى پیشرفت دین مسیح با صرف اموال بسیار آرزو مى کنند.
سپس راجع به هیئت ها و پرچم ها و علامات عزا و فواید آن شرحى مى نگارد و تاثیر این شعائر را در اتحاد و زیارتى شوکت و استقلال و اتحاد متذکر شده مى گوید:
از امور طبیعى و فطرى که موید شیعه است این است که هر کس به طبع فطرت خود و طرفدار مظلوم است و مایل مظلوم را یارى کند این نویسندگان اروپایى هستند که در کتابهایشان تفصیل شهادت امام حسین علیه السلام و اصحابش را مى نویسند و مظلومیت امام حسین علیه السلام و اصحابش و ستمگرى حسین علیه السلام را نمى برند مگر با نفرت هیچ چیز نمى تواند جلو این امور فطرى و ادراک وجدانى بشر بایستد و مانع پیشرفت مذهب شیعه شود. (214)
11- گفتار مادام انگلیسى در مظلومیت امام حسین علیه السلام  
در دایرة المعارف قرن نوزدهم فرانسه مقاله بسیار مفصلى از خانم دانشمند انگلیسى با عنوان (سه شهید )آمده که خلاصه آن این است که سه نفر در تاریخ بشریت براى اعلاى کلمه حق جانبازى و فداکارى کردند که از سایر فداکاران و جانبازان گوى سبقت ربودند:
اول - سقراط حکیم یونانى در آتن .
دوم - حضرت عیسى بن مریم علیه السلام در فلسیطن (215)
سوم - حضرت حسین علیه السلام فرزند زاده محمد صلى الله علیه و آله پیغمبر مسلمانان آن گاه نوشته است :
تاریخ و حالات و چگونگى شهادت و جانبازى و فداکارى حسین علیه السلام از آن دو نفر (یعنى سقراط و عیسى ) قوى تر و مهم تر بوده است ، به همین جهت به سیدالشهداء ملقب شد زیرا سقراط و حضرت مسیح تنها در راه حق به تفدیه جان خود حاضر شدند ولى امام حسین علیه السلام جالا وطن کرد در بیابانى دور از جمعیت در محاصره دشمن واقع شد و عزیزترین عزیزانش که از دست دادن هر یک از آنها از سر دادن خودش مهم تر بوده فداى حق کرده به دست خود مقابل دشمن فرستاد و همه آنها را قربانى راه حق نمود بزرگترین دلیل بر اثبات مظلومیت حسین علیه السلام قربانى دادن بچه شیر خواره اش بود که در هیچ تاریخى سابقه ندارد، بچه شیرخوارى را براى طلب آب (بى قسمت و قدر )بیاورد و آن قوم دغا عوض دادن آب او را طعمه تیر، جفا قرار دهند این عمل دشمن مظلومیت حسین علیه السلام را اثبات کرد و به همین نیروى مظلومیت بساط عزت خاندان مقتدر بنى امیه را برچید و رسواى عالمشان کرد در اثر جانبازى هاى او و اهل بیت دین بزرگ محمدصلى الله علیه و آله حیات نوینى به خود گرفت . (216)
تابع اهل ستم گشتن بود عار حسین

درس آزادى به دنیا داد رفتار حسین

 

بذر همت در جهان افشاند افکار حسین

 

جان خود را از ره صدق و صفا از دست داد

 

زین سبب تا حشر باشد گرم بازار حسین

 

حق و باطل را به خون خویش کرد از هم جدا

 

آرى آرى تا ابد برجاست آثار حسین

 

زندگى پیکار باشد در ره اندیشه ها

 

باشد این گفتار شیرین و گهربار حسین

 

گر ندارى دین به عالم لا اقل آزاده باش

 

این کلام نغز مى باشد زگفتار حسین (217)

 علم امام علیه السلام 
امام کیست ؟ 
امام و پیشوا به کسى گفته مى شود جلو جماعتى افتاده ، رهبرى ایشان را در یک مسیر اجتماعى با مرام سیاسى یا مسلک علمى یا دینى بر عهده گیرد و البیته به واسطه ارتباطى که در زمینه خود دارد در وسعت وضیق تابع زمینه خواهد بود.
آیین مقدس اسلام زندگانى عموم بشر را از جهت در نظر گرفته ، فرمان مى دهد از جهت حیات معنوى مورد بررسى قرار داده و راهنماى مفید و در حیات صورى نیز از جهت زندگى فردى و اداره آن مداخله مى کنند چنان که از جهت زندگى اجتماعى و زمامدارى حکومت مداخله مى کند بنابر جهاتى که شمرده شد امامت و پیشوایى دینى در اسلام از سه جهت ممکن است مورد توجه قرار گیرد: از جهت حکومت اسلامى و از جهت رهبرى و ارشاد حیات معنوى .
شیعه مقتد است چنان که جامعه اسلامى به هر سه جهت نامبرده نیاز مسندى ضرورى دارد کسى که متصدى اداره جهات نامبرده است و پیشوایى جماعت را در آن جهات به عهده دارد از ناحیه و رسول باید تعیین شود و البته پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله نیز به امر خدا تعیین فرموده است . (218)
وصف امام در بیان حضرت رضا علیه السلام  
امام است که حلال خدا را حلال مى داند و حرامش را حرام ، حدود را اقامه از دین خدا دفاع مى کند و به راه عبادت مى کند، با حکومت و بینه خوب و حجت رسا.
امام خورشید تابانى است که نورش جهان را فراگیرد و اندر افقى است که دیده و دست ها بدن نرسند.
امام ماه تابنده و چراغ فروزنده و نور طلوع کننده و اختر رهنما است در تارهاى شب تاریک و دلیل هدایت و نجات بخش از هلاکت .
امام شعله اى است بر سر تپه و گرم کننده هر پناهنده است دلیل است در مهلکه وهر کس از او جداست نابود است .
امام ابرى است و بارانى تند و آسمانى سایه بخش و زمینى است همواره و چشمه اى جوشان و استخر و بوستان ا ست .
امام امینى است رفیق و پدرى است مهربان و برادرى است هم زاد و چون مادرى براى فرزند صغیر و دلسوز.
امام امین خداست در زمین میان خلقش و حجت اوست بر بندگانش و خلیفه اوست در بلادش و دعوت کننده به خدا و دفاع کننده از حریم اوست .
امام از گناهان پاک واز عیوب مبراست به علم مخصوص و بردبارى موسوم است ، نظام دین و عزت مسلمانان و خشم بر منافقان و نابودى کفار است . (219)
امام عالم به تمام دانش ها  
ابوبصیر مى گوید: از امام کاظم علیه السلام پرسیدم : فدایت شوم امام را چگونه مى توان شناخت ؟حضرت در پاسخ فرمود:
نخست این که پدر امام او را در میان مردم به امامت نصب کند، زیرا رسول خدا صلى الله علیه و آله امیرالمومنین على علیه السلام را به امامت منصوب کرد.
چنان که هر امامى باید امام پس از خود را به مردم معرفى کند.
دوم : هر چى از او بپرسى توانایى پاسخ داشته باشد.
سوم : تو ساکت باشى و امام به سخن ابتدا کند (منظور تو را بگوید )، یعنى از ما فى الصغیر تو آگاه باشد.
چهارم : مردم را از حوادث آینده خبر دهد.
پنجم : با هر یک از مردم با زبان خود آنان سخن بگوید.
به امام کاظم علیه السلام گفتم : فدایت شوم امام باید به هر زبانى تکلم کند ؟فرمود: آرى ، زبان پرنده را هم مى داند سپس فرمود: اکنون پیش از آن که از جایت حرکت کنى علامت آن را به تو عطا خواهم کرد، طولى نکشید که دیدم مردى نزد امام آمد که اهل خراسان بود و به زبان عربى با امام علیه السلام سخن گفت حضرت پاسخ او را به فارسى فرمود: آن مرد خراسانى گفت : من به زبان فارسى با تو گفت و گو نکردم براى این که شاید شما کاملا زبان فارسى را ندانى .
حضرت فرمود: سبحان الله ، اگر من نتوانم جواب تو را بگویم پس چه فضیلتى بر تو خواهم داشت ؟!
آن گاه امام علیه السلام به من فرمودن اى ابومحمد! امام آن است که کلام همه مردم و پرندگان و حیوانات و هر جاندارى بر او مخفى نباشد، کسى که این خصلت ها در وجود او نباشد امام نیست . (220)
عن ابى بصیر قال : قال ابوعبدالله علیه السلام :
اى اممام لا یعلم ما یصیبه والى ما یصیر، فلیس ذلک بحجة الله على خلقه .
امام صادق علیه السلام فرمود: آن که از حوادث و پیش آمدهاى آینده خود آگاه بناشد، امام نیست . (221)
خبر از حادثه کربلا  
خبرهاى غیبى که از رسول اکرم صلى الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام به ما رسیده و در کتب سنى و شیعه ضبط شده است بسیار است .
بعضى از مسلمانان بوده و هستند که وجود این فیض الهى را در نهاد افراد برگزیده خداوند با دو دلى و تردید تلقى کردهه و مى کنند ولى در گذشته بعضى از آنها پس از تحقق یافتن خبر غیبى به واقع امر پى برده از تردید خود نادم شدند و در پیشگاه الهى استتغفار کردند.
غرفه ازدى - که او را صحبه نیز مى خواندند - از اصحاب رسول اکرم صلى الله علیه و آله و از اصحاب صفه است او کسى است که پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله نسبت به معامله اى که انجام داده بود درباره اش دعاى برکت فرمود غرفه مى گوید:
در دل من نسبت به على علیه السلام شک و تردید پدید آمد از این جهت که روزى با جمعى به همراه آن حضرت به زمین کربلا (شاطى ء الفرات ) رسیدیم . على علیه السلام از راه منحرف شد و در نقطه اى ایستاد ما نیز اطرافش ایستادیم .
حضرت با دست اشاره کرد و نقطه را نشان مى داد و فرمود: این جا باز انداز کاروان آنهاست .این جا محل ریختن خون آنهاست این جا خوابگاه شتران آنها است پدرم فداى آن مظلومى که در زمین و آسمان جز خداوند بزرگ یار و یاورى ندارد غرفه از شنیدن این خبرهاى غیبى دچار شک و تردید شد و در دل هاى مى گفت : آیا آنچه حضرت خبر مى دهد واقع مى شود ک
او مى گوید: پس از آن که امام حسین علیه السلام کشته شد من به همان سرزمین که مقتل شهیدان بود رفتم دیدم تمام آنچه را که امیرالمومنین علیه السلام فرموده بود واقع شده و در سخنان خود کوچکترین خطایى نداشته است .
پس از مشاهده آن صحنه از شک و تردیدى که آن روز به دلم راه یافته بود از خداوند طلب آمرزش کردم و دانستم که حضرت على علیه السلام جز بر اساس پیمان الهى سخن نگفته است .(222)
چند خبر غیبى  
على علیه السلام در سال 39 هجرى کشته شد اگر این خطبه را رسول اکرم صلى الله علیه وآله در سال آخر عمر خود القا کرده باشد خبر از 29 سال بعد داده است جالب آن که گفته آن حضرت تنها یک خبر غیبى نیست بلکه چند خبر است :
1- على علیه السلام به مرگ طبیعى از دنیا نمى رود بکله کشته مى شود.
2- قتل آن حضرت در ماه مبارک رمضان اتفاق مى افتد.
3- در حال نماز کشته مى شود.
4- با سم کشته نمى شود، بلکه قتل آن حضرت با سلاح خواهد بود.
5- سلاح به سر اصابت مى نماید نه به سینه یا پهلو.
6- خون ریزى به قدرى شدید است که محاسن آن حضرت به خونش ‍ خضاب مى گردد.
رسول اکرم صلى الله علیه وآله این خببر غیبى را در منبر با حضور بسیارى از مسلمانان در کمال صراحت و قاطعیت بیان کرد. حتى مطلب به قدرى در ضمیر آن حضرت روشن و غیر قابل تردید بود که فرمود: گویى مى بینم که درباره تواین قضیه اتفاق مى افتد.
خبر دادن از وقوع چنین حادثه اى در 29 سال قبل از مجارى علمى ، تحصیلات دانشگاهى غیر ممکن است این علم غیبى است که به مشیت خداوند به پیغبمر اکرم صلى الله علیه وآله افاضه شده و رسول اکرم صلى الله علیه وآله بر اساس آن سخن مى گوید جالب آن که رسول اکرم صلى الله علیه وآله وقوع این حادثه را بیش از یک بار اعلام کرده است .(223)
رسول اکرم صلى الله علیه وآله و اخبار غیب  
روایات بسیارى از طرق شیعه و سنى رسیده است که رسول اکرم صلى الله علیه وآله و ائمه علیهم السلام در موارد متعددى از غیب و وقایع آینده خبر داده اند.
ماه رمضان نزدیک مى شد، رسول اکرم صلى الله علیه وآله خطبه مفصلى خوانده و ضمن آن از عظمت و معنویت ماه رمضان سخن گفت قسمتى از فرائض و سنن را توضیح داد و مردم را به اداى وظایفشان تشویق کرد.
على علیه السلام مى فرماید: ضمن خطبه پیغمبر به پا خاستم و پرسیدم :
یا رسول الله ، چه عملى در ماه رمضان از همه برتر و بهتر است ؟در جواب فرمود: اجتناب از گناه ، سپس رسول اکرم صلى الله علیه وآله گریه کرد، گفتم : یا رسول الله !چه چیز گریه ات آورد ؟ فرمود: گریه من براى مصیبتى است که در این ماه بر تو وارد مى شود گویى مى بینم که در پیشگاه خداوند نماز مى گزارى و شقى ترین مردم ضربتى به سرت مى زند که ریشت از آن ضربت به خون خضاب مى شود على علیه السلام گفتن یا رسول الله !این حادثه در موقع سلامت دین من به من مى رسد ؟فرمود: بلى در سلامت دینت .