شهادت زیباتر است ...
ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٩  

شهادت شهادت تموم آرزومه

شهادت شهادت رویای ناتمومه

شهادت قسمت ما می شد ای کاش

"شهدا بر  پیمان خود ایستادند و در این راه جان دادند اما آیا ما نیز بر پیمانمان با شهدا استوار مانده‌ایم؟"



 
سیره و سیمای حضرت ابوالفضل العباس ع
ساعت ٩:٢٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ دی ۱۳۸٩  

سیره و سیمای حضرت ابوالفضل العباس ع 

هم چهره عباس زیبا بود، هم اخلاق و روحیّاتش. ظاهر و باطن عباس نورانی بود و چشمگیر و پرجاذبه. ظاهرش هم آیینه باطنش بود. سیمای پر فروغ و تابنده ‏اش او را همچون ماه، درخشان نشان می‏داد و در میان بنی هاشم، که همه ستارگانِ کمال و جمال بودند، اباالفضل همچون ماه بود؛ از این رو او را «قمر بنی هاشم» میگفتند.

در ترسیم سیمای او، تنها نباید به اندام قوی و قامت رشید و ابروان کشیده و صورت همچون ماهش بسنده کرد؛ فضیلتهای او نیز، که درخشان بود، جزئی از سیمای اباالفضل را تشکیل می‏داد. از سویی نیروی تقوا، دیانت و تعهّدش بسیار بود و از سویی هم از قهرمانان بزرگ اسلام به‏ شمار می‏ آمد. زیبایی صورت و سیرت را یکجا داشت. قامتی رشید و بر افراشته، عضلاتی قوی‏ و بازوانی ستبر وتوانا و چهره ‏ای نمکین و دوست داشتنی داشت. هم وجیه بود، هم ملیح. آنچه خوبان همه داشتند، او به تنهایی داشت.

 شجاعت و سلحشوری را از پدر به ارث برده بود و در کرامت و بزرگواری و عزّت نفس و جاذبه سیما و رفتار، یادگاری از همه عظمتها و جاذبه‏ های بنی‏ هاشم بود. بر پیشانی‏ اش علامت سجود نمایان بود و از تهجّد و عبادت و خضوع و خاکساری در برابر «اللّه» حکایت می‏کرد. مبارزی بود خدا دوست و سلحشوری آشنا با راز و نیازهای شبانه.

قلبش محکم و استوار بود همچون پاره آهن. فکرش روشن و عقیده ‏اش استوار و ایمانش ریشه ‏دار بود. توحید و محبّت خدا در عمق جانش ریشه داشت. عبادت و خداپرستی او آن چنان بود که به تعبیر شیخ صدوق: نشان سجود در پیشانی و سیمای او دیده می‏شد.

ایمان و بصیرت و وفای عباس، آن چنان مشهور و زبانزد بود که امامان شیعه پیوسته از آن یاد می‏کردند و او را به عنوان یک انسان والا و الگو می ‏ستودند. امام سجاد(ع) روزی به چهره «عبیدالله» فرزند حضرت اباالفضل(ع) نگاه کرد و گریست. آنگاه با یاد کردی از صحنه نبرد اُحد و صحنه کربلا از عموی پیامبر (حمزه سیدالشهدا) و عموی خودش (عباس‏ بن علی) چنین یاد کرد:

«هیچ روزی برای پیامبر خدا سخت‏تر از روز «اُحد» نگذشت. در آن روز، عمویش حضرت حمزه که شیر دلاور خدا و رسول بود به شهادت رسید. بر حسین بن علی(ع) هم روزی سخت‏تر از عاشورا نگذشت که در محاصره سی ‏هزار سپاه دشمن قرار گرفته بود و آنان می‏پنداشتند که با کشتن فرزند رسول خدا به خداوند نزدیک می‏شوند و سرانجام، بی ‏آن‏که به نصایح و خیرخواهی های سیدالشهدا گوش دهند، او را به شهادت رساندند.»

 آنگاه در یادآوری فداکاری و عظمت روحی عباس(ع) فرمود:

«خداوند،عمویم عباس را رحمت کند که در راه برادرش ایثار و فداکاری کرد و از جان خود گذشت، چنان فداکاری کرد که دو دستش قلم شد. خداوند نیز به او همانند جعفربن ابی‏طالب در مقابل آن دو دستِ قطع شده دو بال عطا کرد که با آنها در بهشت با فرشتگان پرواز می‏کند.عباس نزد خداوند، مقام و منزلتی دارد بس بزرگ، که همه شهیدان در قیامت به مقام والای او غبطه می‏خورند و رشک می‏برند.»

بصیرت و شناخت عمیق و پایبندی استوار به حق و ولایت و راه خدا از ویژگی های آن حضرت بود. در ستایشی که امام صادق(ع) از او کرده است بر این اوصاف او انگشت نهاده و به‏ عنوان ارزش‏های متبلور در وجود عبّاس، یاد کرده است:

«کان عمُّنا العبّاسُ نافذ البصیره صُلب الایمانِ، جاهد مع ابی‏عبدالله(ع) وابْلی’ بلاءاً حسناً ومضی شهیداً(26)؛

 عموی ما عباس، دارای بصیرتی نافذ و ایمانی استوار بود، همراه اباعبدالله جهاد کرد و آزمایش خوبی داد و به شهادت رسید.»

  حضرت عباس در بسیاری از امور اجتماعی مانند پدر قد مردانگی برافراخت و ابراز فعالیت و شجاعت نمود. عباس، پشت و پناه حسین بود مانند پدرش که پشت و پناه حضرت رسول الله بود. عباس در جنگها همان استقامت، پافشاری، شجاعت، قوّت بازو، ایمان و اراده، پشت نکردن به دشمن، فریب دادن و بیم نداشتن از عظمت حریف و انبوهی دشمن را که پدرش درجنگهای اُحد، بدر، خندق، خیبر و غیره نشان داد، در کربلا ابراز داشت.

 عباس، همانطور که علی(ع) همیان نان و خرما به دوش میگرفت و برای ایتام و مساکین می‏برد، او به اتفاق و امر برادر، بسیاری از گرسنگان مکّه و مدینه را به همین ترتیب اطعام می‏نمود. عباس، مانند علی(ع) که باب حوایج دربار پیغمبر بود و هرکس روی به ساحت او می‏کرد، اوّل علی را می‏خواند، باب حوایج در استان امام حسین بود و هرکس برای رفع حوایج به دربار حسین (ع) می‏شتافت، عباس را می‏خواند.

 عباس مانند پدر که در بستر پیغمبر خوابید و فداکاری کرد در راه پیغمبر، در روز عاشورا برای اطفال و آب آوردن فداکاری کرد. عباس مانند پدر که در حضور پیغمبر شمشیر می‏زد، در حضور برادر شمشیر زد تا از پای در آمد. عباس، همان‏طور که پدرش به تنهایی به دعوت دشمن رفت، به‏ تنهایی برای مهلت به طرف خیل دشمن حرکت فرموده و مهلت گرفت.



 
پیام عاشورا
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٦ دی ۱۳۸٩  

یا ثارالله وابن ثاره

مصیبت شهادت امام حسین ع و یاران با وفایش در روز عاشورا آن قدر عیظم و بی بدیل است که مصیبتی در حد آن در طول تاریخ نبوده و نخواهد بود در واقع در روز عاشورا بشریت پیروزی بینش و بصیرت ولایی بر سطحی نگری در دین را و غلبه اصولگرایی بر تظاهر و ریاکاری در دین را نظاره می نماید.

امام حسین ع به همراه یاران و اصحاب و اهل بیت خود برای رساندن پیام دین محمدی به نسلهای بعد از خود قیام کرد و ندای هیهات من الذله سر داد و این مصایب عظما را به جان خرید و همه عزیزانش را در این هدف مقدس خویش تقدیم نمود و ذبیح الله شد تا نسلهای آینده ندای هل من ناصر ینصرنی او را لبیک گویند و ذلت بار در سایه کفر و ظلم و جور بی تفاوت سر در گریبان فرو نکنند و روزگار سپری کنند حال آن که من و تو هنوز نمی خواهیم از دنیا خواهیمان دست برداریم نمی خواهیم حسین گونه به زندگی نگاه کنیم مرگ برای همه هست اما نوع و و منش انسان است که مرگش را نیز از حیات موثر تر می کند عزت را برمی گزیند و ذلت را هرگز نمی پذیرد.

ریشه همه تهمت زدنها و پنهان حقایق در نزد بشر همان دنیا خواهی است که سرانجام او را به مانند یزید و یزیدیان عالم رسوا و بی آبرو می کند.

شاید ما ماه محرم و صفر را فقط در عزاداری و روضه و برپایی مجالس مرثیه بدانیم اما حقیقت آن است که این ها همه یک نشانه و وسیله هدایت است که بشر غفلت زده غرق در لذایذ مادی و دنیوی را به خود بیاورد.

فکر نکنیم چون برای اباعبدالله ع سینه می زنیم خیلی به او نزدیکیم نه مادامی که در مسیر اخلاق و سیره حضرتش حرکت نکنیم خود را پیرو نپنداریم .

 باید به درک حقیقت پیام عاشورا دست یابیم و حقیقت آن است که امر به معروف و نهی از منکر را مخصوص مردم ندانیم از خود شروع کنیم همان توصیه بزرگان دین و شریعت ما (نقل از آیت الله بهجت ره ؛ که ایشان توصیه فرمودند اصلاح امورات جامعه از اصلاح خود خویشتن آغاز می شود)من عرف نفسه فقد عرف ربه

نگوییم چون من هیئت می روم مشکی پوش امام حسین ع شدم دیگر حسینی مسلک هستم این امور بسیار با ارزش است اما هنگامی مورد قبول است که همراه با دوری از گناه و ایمان به خدا و عمل به دستورات دین باشد. 

در واقع مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه ؛ تلاش کنیم مشغول حواشی نشویم و از اصول اساسی دینداری غافل بمانیم سینه زن باشیم و ظهر عاشورا نماز اول وقت را به تاخیر بیندازیم ؛ نه فقط عاشورا ؛ همه ایام باید یرای ما عاشورا باشد و همه مکانها کربلا ؛ این مطلب از این حیث است که یعنی عالم محضر خداست و بعد مکان و زمان نمی شناسد همه جا و همه زمان خدا ناظر است اما برای این عاشورا و کربلا نماد شده که اوج فضایل و خداجویی و جلوه ایمان به خدا در این روز و در سرزمین نینوا تجلی یافت

 به خدا قسم ! مسلک امام حسین ع چیزی فرای دنیا پرستی است در مسلک او غیبت  تهمت و افترا و بردن آبرو جایی ندارد

خودمان را فریب ندهیم دنبال حقیقت باشیم اگر اصولگرا هستیم اول خود به اصول گرایش و پایبندی پیدا کنیم و هنرآن است که اول اصلاح امور خویش را به دست گیریم

یادمان نرود مرام ائمه اطهار چه بود که اگر خود مرتکب خبطی شدیم نمی توانیم دیگران را توصیه به ترک آن نماییم و این یعنی خود را لایق کنیم که اسم سرباز امام حسین ع بر ما برازنده باشد و نمونه بارز لایق شدن شهدا هستند شهدا که از همه هواها گذشتند و اقتدا به شهدای کربلا و سیدالشهدا ع نمودند.

بیایید در مرام شهدا سیری کنیم چگونه بوده اند چگونه زیسته اند الگو تمام همنشینانشان بوده اند و انسان هایی بوده اند که از درب جهاد اکبر گذشته و به درب جهاد اصغر رسیده اند لازمه حسینی رفتن همین تزکیه نفس و بینش گذشتن از هواها و لذایذ زائد و نابودگر است پیرو تمام و کمال ولایت نه آن که بنا به منفعت از ولایت خرج کنیم

حجت برما تمام است نقش تاریخی ما در تاریخ فرا رسیده است و اگر دیر بجنبیم  بدون نقش و نگار ماندگاری خواهیم رفت و زمان ما را با خود خواهد برد بکوشیم بمانیم و در سیل گذران زمان پیش نرویم و در تلاطم دهشتناک آن غرق نشویم یاران خمینی کبیر قدم به وادی کربلا گذاشتند و با اطاعت از ولایت امتحان خود را به اتمام رسانیدند ما نیز باید با خامنه ای مدظله جای در پای یاران خمینی ره گذاریم و از نقش تاریخی خود غافل نشویم چرا که:

ندای هل من ناصر آقا اباعبدالله هنوز هم به گوش می رسد کافی است دل صاف کنیم با گوش دل بشنویم و لبیک گویان به سویش بشتابیم.